هياتمديره جديد خانه سينما و خصوصيسازي واژههاي بيمفهوم را افزايش ندهيم
سينماي ما- مينا اكبري: در آستانه انتخابات هياتمديره و معرفي مديرعامل جديد خانه سينما، بنيادينترين پرسش درباره آينده سينماي ايران، چگونگي تعريف و تبيين روند خصوصيسازي است. خانه سينما به عنوان نهاد نزديك به خواستههاي صنفي و اقتصادي سينماي كشور مرجع و محل پرسشگري به اين سوال است كه سينماي ايران چگونه و با چه روش و نگرش از وضعيت فعلي ( نيمهدولتي- نيمهخصوصي) به مرحله مطلوب (خصوصي) خواهد رسيد؟ سينماي ايران در سايه جدلهاي درونصنفي و بينصنفي فاقد نگرش كلان به آينده خود از منظر جايگاه فرهنگي و منزلت اقتصادي شده است. اين جدلها كار را به جايي كشانده كه واژههاي <دولتي> و <خصوصي> در قاموس سينماي ايران از مفهوم تهي شده و به ناسزاهايي تبديل شده است كه در ميانه دعوا بين رقبا رد و بدل ميشود. خالي شدن واژهها از مفاهيم نتيجه فرسايشي شدن بحثها و در نهايت هرج و مرج سينماي ايران است. در اين ميان خصوصيسازي از آن جهت در سينماي ايران اهميت دارد كه تا وجود ابهام موجود در نحوه حضور دولت به عنوان مهمترين عامل تصميمگير و تاثيرگذار، هر بحثي براي حل مشكلات سينماي ايران بينتيجه خواهد بود. اگر خانه سينما در روند انتخابات جديد با ادامه روش كجدار و مريز فعلي به تكرار اشتباهات گذشته بپردازد و نتواند سينماي ايران را در روند خصوصيسازي از تهي شدن مفاهيم برهاند، از هماكنون ميتوان به بيسرانجامي انتخابات جديد راي مثبت داد. هنگامي كه بحث حضور دولت و خصوصيسازي در سينماي ايران مطرح ميشود، به علت خالي شدن واژهها از مفاهيم، ناخواسته همگان دچار اين سوءتفاهم ميشوند كه گوينده و نويسنده قصد دارد آب به آسياب كدام نگرش رايج بريزد. اگر واقعبين و مصلحتانديش باشيم، متوجه اين نكته اساسي خواهيم شد كه چه گروهي كه سينماي ايران را يكي از دواير دولتي ميدانند و چه گروهي كه قصد دارند به بهانه منافع شخصي همه دستاوردهاي سينماي ايران را بر باد دهند، دچار اين كوتاهي هستند كه فقط امروز را ميبينند. روزمرگي بلاي خصوصيسازي در سينماي ايران است و بدون شك آيندهنگري راه نجات. خصوصيسازي به شكل مناسب و معناي مفيد آن در سينماي ايران زماني اتفاق خواهد افتاد كه اصناف به چيزي جز منافع صنفي اهميت ندهند. به عبارت ديگر زيربناي خصوصيسازي منافع فردي است كه در تار و پود منافع صنفي حاصل ميشود. وقتي منافع صنفي در روابط بين اعضا معني ندارد و هر عضوي صنف را وسيلهاي عمومي براي رسيدن به مقاصد شخصي دانسته و منتظر فرارسيدن خودش است، حرف زدن درباره خصوصيسازي بيهودهترين حرف است چرا كه منافع فردي و سوءاستفاده از ابزار صنفي هميشه منابع بزرگ خصوصيسازي بوده و هست. از آن طرف اين تصور غلط كه خصوصيسازي بايد از دولت شروع شود حاصل كمكاري و بيتوجهي است كه به جايگاه و قدرت اصناف در سينماي ايران شده است. اگر انتخابات جديد، به هر عضو صنف خانه سينما اين نويد را بدهد كه هدف خصوصيسازي را پي ميگيرد اين انتخابات بدون شك انتخابات سرنوشتسازي براي سينماي ايران خواهد بود وگرنه ابهامي ديگر بر ابهامات موجود و تكراري ديگر بر مكررات سينماي ايران خواهد افزود. با انتخاب هياتمديره، انتخابات ديگري در راه است كه مديرعامل خانه سينما را به سينماگران معرفي ميكند و اين سوال در ذهن ميچرخد: آيا پس از پايان انتخابات به اين نتيجه خواهيم رسيد كه در قاموس سينماي ايران بعد از آن واژهها كه گفته شد واژه <انتخابات> هم از معنا خالي شده يا مفهوم تازهاي در راه است؟
|